یادی از حافظ شیرازی ...
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست
اندر غمت چو برق بشد روزگار عمر
بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار
روز فراق را که نهد در شمار عمر
حافظ سخن بگوی که بر صفحه ی جهان
این نقش ماند از قلمت یادگار عمر
+ نوشته شده در شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶ ساعت 7:36 توسط نرگس
|