به صحرا شدم .... عشق باریده بود ....

 

 وعطر نگاه تو....  پیچیده بود ....

 

 شقایق به لب داشت نام تو را .... و بابونه خواب تو رادیده بود ....

 

 وبا یاد لبخند خورشیدیت .... گل خنده بر خاک .... روییده بود ....

 

 نه از خار و خس بود آنجا خبر .... نه رخساره ی گل ....

 

 خراشیده بود ....

 

 تو گویی که بر چشم گلبرگ ها .... نمی از نگاه تو .... باریده بود ....

 

 و انگار یک لحظه طاووس وار .... خیال تو آنجا .... خرامیده بود....