کاش میشد ....
کاش میشد .... فریاد مظلومانه نیلوفرهای اسیر مرداب را شنید.
کاش میشد .... سکوت غریبانه گنجشکان افسرده را معنا کرد.
کاش میشد .... دنیا را از دریچه ای دیگر دید و واژه ها و طبیعت
را طور دیگری تفسیر کرد....
کاش میشد .... نروییدن و نرسیدن را نوعی موفقیت دانست .
کاش .... می توانستم اندیشه و احساسم را به دست پیچک ها بسپارم
تا به هر کجا که می خواهند سر بکشند بی آنکه کسی مرا نا توان
بخواند .
+ نوشته شده در یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶ ساعت 17:20 توسط نرگس
|