تدبیر نجات ...
به طنابی از یک هلیکوپتر ( بالگرد) نجات آویزان بودند تا از جایی به جای دیگه برده شوند.
آن طناب آنقدر محکم نبود تا وزن همه ی آنها رو تحمل کند و باید یکی از اونها فداکاری
بکنه و دستهاشو از طناب رها کنه و خودشو با سقوط به کشتن بده تا طناب پاره نشه
و دیگران زنده بمونند . اما هیچکدام از آنها حاضر به فداکاری نبود تا اینکه اون زن
که تنها زن در بین آنها بود سخنان بسیار تاثیرگذاری ایراد کرد و مساله حل شد.
دوست دارید بدونید اون زن چی گفت ؟
او گفت : من حاضرم داوطلبانه طناب را رها کنم زیرا یک زن هستم و به عنوان یک زن
عادت به فداکاری دارم . ما زنان برای شوهرو فرزندانمون و بطور کلی برای مردان
فداکاری می کنیم بدون آنکه از آنها توقعی داشته باشیم .
اما به محض اینکه نطق اثر گذار زن در وسط زمین و آسمان به پایان رسید ٬ هلیکوپتر
بر فراز دره ای در حال پرواز بود ٬ همه ی ۱۰ مرد که طناب را دو دستی گرفته بودند از
شدت هیجان دستهاشونو رها کردند و شروع به کف زدن کردند. ! ... ![]()
![]()