۱۱ نفر که از دهانه آتشفشانی یا سیلابی نجات یافته بودند( شامل ۱۰ مرد و ۱ زن )

  به طنابی از یک هلیکوپتر ( بالگرد) نجات آویزان بودند تا از جایی به جای دیگه برده شوند.

  آن طناب آنقدر محکم نبود تا وزن همه ی آنها رو تحمل کند و باید یکی از اونها فداکاری

  بکنه  و دستهاشو از طناب رها کنه و خودشو با سقوط به کشتن بده  تا طناب پاره نشه

  و دیگران  زنده بمونند . اما هیچکدام از آنها حاضر به فداکاری نبود  تا اینکه اون زن

  که تنها زن در بین آنها بود سخنان بسیار تاثیرگذاری ایراد کرد و مساله حل شد.

     دوست دارید بدونید اون زن چی گفت ؟

  او گفت : من حاضرم داوطلبانه طناب را رها کنم زیرا یک زن هستم و به عنوان یک زن

  عادت به فداکاری دارم . ما زنان برای شوهرو فرزندانمون و بطور کلی برای مردان

  فداکاری می کنیم  بدون آنکه از آنها توقعی داشته باشیم .

  اما به محض اینکه نطق اثر گذار زن در وسط زمین و آسمان به پایان رسید ٬ هلیکوپتر

  بر فراز دره ای در حال پرواز بود ٬ همه ی ۱۰ مرد که طناب را دو دستی گرفته بودند از

  شدت هیجان دستهاشونو رها کردند و شروع به کف زدن کردند. ! ...