صلح :

      _ جریان آب جویباری است که از لابلای سنگهای جلبک آلود می گذرد

        _ نسیم ملایمی است که می وزد و چهره ات را نوازش می دهد 

        _ بوسه ی شیرین و مرطوب یک کودک بر گونه ی توست 

        _ جایی دور و ساکت در دامان طبیعت است

        _ قدم زدن در پارک است

        _ چشم دوختن به ستارگان در آسمان تاریک شب است

        _ رقصیدن در باران است

        _ زیستن بدون احساس درد است

        _ گرفتن دست کسی است که به کمک تو نیاز دارد

        _ راه رفتن با پای برهنه بر روی ماسه های مرطوب ساحل است

        _ صدای شاد خنده ی یک کودک است

        _ تکان دادن دست به سوی غریبه ای است که به تو لبخند می زند

        _ گوش دادن به درد دلهای یک دوست است

        _ مدارا کردن با کسی که دچار گرفتاری شده است

        _ بازی کردن با یک بچه گربه در رختخواب است

        _ اندیشیدن به عشق است

        _ نواختن آهنگ مورد علاقه ات با یک آلت موسیقی است

        _ سرزنش نکردن دیگران است

        _ درک دیدگاههای طرف مقابل است

        _ داشتن قلبی پر مهر برای دیگران است

        _ آغوش گشودن به روی کسی است که اشک می ریزد

        _ آگاهی از این واقعیت است که هر چند کالبد انسان روزی این جهان را ترک

           می کند اما روح او هرگز نمی میرد

        _ بخشودن دیگران از ته قلب است

        _ زمانی است که تفاوتهای موجود ما را از یکدیگر جدا نمی کند

     راستی وقتی همه ی اینها اندیشه هایی در باره ی صلح است چگونه می توان پدیده هایی

     مانند جنگ و خشونت را متوقف کرد ؟

     تنها پاسخ این پرسش آن است که :

     " شعله ی عشق را در قلبمان فروزان نگه داریم زیرا قلب انسان جایی است که صلح

       از آن آغاز می شود "