حافظ شیرازی ....
خوشا شيراز و وضع بيمثالش
خداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
که عمر خضر ميبخشد زلالش
ميان جعفرآباد و مصلی
عبيرآميز ميآيد شمالش
به شيراز آي و فيض روح قدسي
بجوي از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصري برد آن جا
که شيرينان ندادند انفعالش
صبا زان لولي شنگول سرمست
چه داري آگهي چون است حالش
گر آن شيرين پسر خونم بريزد
دلا چون شير مادر کن حلالش
مکن از خواب بيدارم خدا را
که دارم خلوتي خوش با خيالش
چرا حافظ چو ميترسيدي از هجر
نکردي شکر ايام وصالش
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:12 توسط نرگس
|