دلم تنگ کوچه های باریک خداست ...

 

دلم تنگ سادگی و پاکی بچه گانه ای است که خنده ها و قهقهه هایش بلند و بیخیال است ...

 

دلم تنگ لحظه های زیبایی است که دست در دست پدر ،در خیابان قدم می زدیم ...

 

دلم تنگ لحظه هایی است که بیشترین رنج زندگی ام را بچه بودنم تشکیل

 می داد ...

 

دلم تنگ سخنان آن معلمی است که نوشتن و خواندن را یادم داد ومن در خاطراتم او را بهترین و بزرگترین معلم روی زمین می دانم ...

 

دلم تنگ آغاز عشق است ...

و دلم تنگ رحمت است ... تنگ لحظه ی توبه و نیایش با خلوص و نیت پاک ...

... کجاست خدا !