خنده درمانی ...
غلط اندر غلط
خروسی را کنار لوچی بسته بودند. به او گفتند : هیچ می دانی مردم لوچ ،یکی را
دو تا می بینند؟
گفت : این حرف کاملا غلط است. اگر چنین بود باید من هم این دو خروس را چهار
تا می دیدم .
مردی لوچ نزد پزشک رفت وگفت : من یکی را دو تا می بینم،چشم مرا معالجه کن
که به این خاطر زیاد اشتباه می کنم و نگرانم .
پزشک سرش را بلند کرد وگفت : هر چهار نفر شما که پیش من آمده اید همین
بیماری را دارید؟
لوچ گفت : واویلا ،من باید به فکر پزشک دیگری باشم زیرا اگر من یکی را دو تا
می بینم او یکی را چهار تا می بیند.
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ مهر ۱۳۸۶ ساعت 20:42 توسط نرگس
|